شعر شماره 2
شرابی تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش که تایک دم بی آسایم زدنیاوشر و شورش
شرابی تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش که تایک دم بی آسایم زدنیاوشر و شورش
|
|
|
|
|
| ||
|
| ||
|
اثبات برادري روشنفكري ديني
انديشهاجتماعی- ياسر هدايتي:
روشنفكري ديني در ايران شبيه برادري است كه هنوز نسبت خود را براي برادران ديگر نتوانسته اثبات كند، پس لاجرم ادعاي ميراثبري آن موقوف است به همين ادعا. برادراني كه در دو سوي اين ماجرا هستند يا دين و سنت را ميخواهند يا غربگرايي مفرط را تحويل ميگيرند. شايد نيز از همينرو است كه دربازشناخت ميراث بران (داعيهداران اين تعبير يا بهتر بگوييم طبقه) همچنان منازعه و ابهام حرف اول را ميزند. در جستوجوي آنچه كه امروز نيز همانند گذشته تصويري از آونگ جامعه روشنفكري ماست اگر دل به تماشاي تاريخ معاصر بسپريم، بايد از زندگي فكر ايراني پس از جنگ جهاني دوم و تاوان بيطرفي جامعه ايران ياد كرد؛ آيينهاي كه رويارويي ايدئولوژيك تجدد و سنت و غرب و دين را تمام قد باز مينماياند؛ از يكسو سنت با نمايندگي روحانيت و متدينيني كه درس قديم خوانده بودند و از طرف ديگر فارغالتحصيلان مدارس جديد اروپايي كه يگانه راه رسيدن به پيشرفت را اروپايي شدن تلقي ميكردند. در اين ميان اما ظهور يك طبقه جديد با عنوان روشنفكران ديني نقطه عطف تاريخ فرهنگي و سياسي ايران است كه البته خود اين گروه يا طبقه را نيز بايد به روشنفكران ديني روحاني و غيرروحاني تقسيم كرد. اين طبقه كه مجموعهاي مختلف از پژوهشگران و مبلغان و انديشمندان روحاني و غيرروحاني محسوب ميشدند داعيه اصليشان جمع ميان تجدد و سنت البته به نفع دين بود. اين طبقه با اقبال مخاطبان (كه عمد تا از قشر جوان دانشگاهي بودند) تاثير شگرفي برتاريخ سياسي معاصر ايران نيز از خود به جا گذاشتهاند و از اتفاق، همين نيز شگفتانگيزي مناقشهاي را ميرساند كه در آن، امروز برادران ديگر، ميراثخواهي برادر كهتر خويش را نميپذيرندكه هيچ، حتي در نسبت او نيز ترديد روا ميدارند و آنچه بر روح اين برادر (روشنفكران ديني) بلكه بر جسمش نيز رفته، يكي داستان است پر آب چشم كه اينبار هم پسركشي است و هم برادركشي. روشنفكري ديني در ايران آنگونه كه گفته شد در دو قشر روحانيون و غيرروحانيون (روشنفكران ديني غيرروحاني) مجال بروز يافت و از آنجاكه بهانه اين نوشتار يادكردي درسالگرد فقدان دكتر عليشريعتي است، مشخصا تلاش اين نوشتار نيز نقبزدن به انديشههاي يكي از شاخصترين چهرههاي روشنفكري ديني غيرروحاني معاصر يعني دكتر عليشريعتي است. آنچه كه در واگويهاي كلي از نسبتشناسي روشنفكري ديني غيرروحاني -كه از اين پس در اين وجيزه به اختصار روشنفكري ديني مطرح ميشود- بايد گفت در وهله اول جبهههايي است كه روشنفكران ديني در پيشبرد عمل و نظرشان روياروي آن قرارميگرفتند. نخستين برادر، كه برادر مهتر روشنفكري ديني نيز محسوب ميشد طبقهاي خاص از سنتمداران بعضا روحاني بود كه به هيچوجه،هيچ غبارزدايي و مطالعات تازه و روشمندي را درباره نصوص از پيشقابگرفتهاش برنميتابيد. تدوين ديگرگون از انگيزهها و انگيختههاي مذهبي در نظر ايشان مساوي بود با هدم كامل دين و مذهب. انحرافات حقيقي و باژگونه شدن بعضي از تعاليم و گاه تفكر التقاطي مذهبي كه خواهوناخواه در پاگرفتن طبقه روشنفكر ديني به وجود آمده بود از دلايلي بود كه اين برادر مهتر در پاسداري از حريم سنت ديني خود و راست كيشي نميتوانست نسبت به برادر تازه رسيده و مدعي، سهلانگارياي روا بدارد. برادر(جبهه ايدئولوژيك) ديگر جريان لائيك و غيرمذهبياي بود كه بعد از مشروطه در جريان فكر ايراني زاده شده بود؛ برادري كه جز غربي شدن و رسيدن به تجدد چيز ديگري را برنميتابيد. اين جبهه در افراطي ناچار در مقابل برادر مهتر و سوگيري در مقابل برادرتازه پيدا شده(روشنفكري ديني) همه سنتهاي تنيده شده بر روح و پيكر جامعه ايراني را ناديده انگاشت. اين ناديده انگاشتن به خاطر رويارويي با آحاد جامعه ميل به يك نوع برج عاجنشيني و از بالا به توده نگريستن را در ميان متجددين تقويت ميكرد. آنان با استدلال مغالطهآميز پيشارو قراردادن مسيحيت قرون وسطي نسخه هرگونه دين محوري را ميپيچيدند و با بيان «افيون بودن» دين براي تودهها، سعي در تعميم نارواي نياز به وضعيتي رنسانسگونه براي جامعه ايراني داشتند. اما در اين ميان برادري ناتني نيز وجود داشت كه اگرچه اثبات نسبت از برادركهتر (روشنفكري ديني) نميخواست اما در ادعاي ميراث، برادر كهتر ميخواست براي اين برادر (تجدد غربي) نيز اثبات برادري كند. علاقه سرشار روشنفكران ديني به پاسخگويي به چالشهاي ايدئولوژيهاي غربي و فلسفههاي رنگارنگ اروپايي در حوزههاي مختلف فرهنگي با تكيه بر مباني روشنانديشانه ديني علت اصلي اين خواست بود. اما آنچه پشتوانه عميق و اصيل اين روشنفكران ديني تلقي ميشد وجود و قوام و قرائتي بيدليل از اسلام شيعي بود. اين پشتوانه فكري از منظرهاي گوناگوني در جريان روشنفكري ديني ايراني توامان آشنايي با جنبههاي مختلف انديشههاي غربي، محور اصلي جريان روشنفكري ديني غيرروحاني ايران را تشكيل ميداد. اما براي فهم جايگاه انديشمند فقيد، شريعتي در جريان روشنفكري ديني نميتوان به شهر مشهد به عنوان خاستگاه و يكي از كانونهاي نوانديشي ديني در ايران توجه نكرد. شهر مشهد بعد از سركوب خونين واقعه مسجد گوهرشاد توسط رضاشاه توانست خود را باز از منظر مذهبي بازسازي كند و به عنوان يكي از مهمترين شهرهاي زيارتي و در عين حال يكي از مهمترين شهرهاي مذهبي ايران فعاليتهايي ويژه داشته باشد. بعد از اشغال مشهد توسط روسها و همينطور ايجاد شعبات حزب توده در مراكز استانهاي ايران و از جمله مشهد و گرايش مردم به ويژه جوانان به حزب توده تحركات مختلفي عليه اين جو صورت گرفت كه آنچه مورد نظر اين نوشتار است يكي از عمدهترين و مهمترين اين مراكز يعني كانون نشر حقايق اسلامي است. يكي از بنيانگذاران اين كانون در دهه20 استاد محمدتقي شريعتي (1366-1286) پدر مرحوم شريعتي بود. استاد محمدتقي شريعتي در جامه يك روشنفكر مذهبي كه البته سابقه كسوت روحانيت را نيز داشت به همراه چند همفكر با تأسيس اين كانون سعي بسياري در به دست دادن قرائتي روزآمد از اسلام و شيعه نهايتا جذب و جلوگيري جوانان از پيوستن به حزب توده و بعضا نگاه سكولار غرب داشتند. اين كانون البته از همان ابتدا چنان كه اشاره شد در(سرنوشت رويارويي روشنفكران ديني با ديگران) در عين اين مقابله بايد با قشريون نيز مواجه ميشد و به نقل از استاد رسول جعفريان در «جريانها و سازمانهاي مذهبي، سياسي ايران» از قول علي اميرپور، كانون نشر حقايق در ايجاد جوي از روشنفكري صادق مذهبي و سياسي و انديشه صحيح اسلامي به خصوص در طبقه جوان تحصيل كرده نقشي اساسي داشته است.باز از مجموعه مستندات و تحليلهاي استاد جعفريان استفاده ميكنم و اضافه ميكنم كه در مجموع فعاليتهاي كانون نشر حقايق اسلامي در مشهد بايد گفت تلاش اصلي كانون در اين بود كه «اسلام را به يك دين عملگرا و راهبردي تبديل كند». اين وصف كوتاه خاستگاه اصلي انديشههاي يكي از تأثيرگذارترين روشنفكران ديني معاصر است؛ مردي كه لائيكها و سكولارها او را ناديده ميگرفتند، ساواك او را بازداشت و مورد تعقيب قرار ميداد و به خاطر خاميها و گاه اشتباهات اساسي، برخي روحانيون او را سرزنش ميكردند و برخي اصولا سعي در منكوبكردنش داشتند.
از طرفي بايد گفت: يكي از كانونهاي ثقل فهم انديشه شريعتي تنوع آبشخورهاي معرفتي اوست. اسلام، شيعه و سيره اجتماعي و عرفاني ائمه، عرفان، مكتبهاي فكري جامعهشناسي معاصر به ويژه فلسفه اجتماعي فرانسوي و آلماني و الهيات آزاديبخش معاصر را ميتوان بهعنوان آبشخورهاي اصلي دكتر شريعتي معرفي كرد. البته در كنار اينها پراكندههاي فلسفه هگل، ماركس، هوسرل، هيدگر، سارتر و ماركوزه را نيز ميتوان به آن اضافه كرد. با نگاهي گذرا و احتمال اينكه چه سوءبرداشتهايي در هر كدام از اين منابع ميتواند پژوهنده را به دستاندازهاي حقيقت بيندازد، كار دشوار و پيچيده دكتر شريعتي در تلفيق عناصر گوناگون فكري در منظومه نوانديشانه دينياش آشكار ميشود. به عنوان مثال او با طرح گفتمان «بازگشت به خويشتن»،سعي داشت در حوزه روشنفكري ديني به نوعي با نقد روشنفكري، به يك عمل (پراكسيس)، به يك كار روشنفكري نيز دست بيابد. اما ميبينيم كه منتقدان و گزارشگران آراي جريان روشنفكري معاصر ايران همين گفتمان او را مثلا در «قصه ارباب معرفت يكسره تحت تأثير اقبال لاهوري مطرح ميكنند و كسي ديگر مثل مهرزاد بروجردي در «روشنفكران ايراني و غرب» اين گفتمان را نسخه ايرانياي از گفتمان «بازگشت دوزخيان زمين» فرانتس فانون معرفي كرده است. با اين اوصاف اما تأثيرگذاري عميق شريعتي را فارغ از اشتباهات اساسي او نميتوان و نبايد ناديده انگاشت. تلاش چندگانه شريعتي در احياي روشنفكري ديني در زمانهاي كه برخي تمام توجهشان در روشنفكري ديني براي جذب آحاد جامعه، منطبقكردن قوانين جديد علمي با آموزههاي حديثي و قرآني بود، بسيار قابل توجه و البته ستودني است. نقيضگوييهاي شريعتي نيز آنگاه كه در تلفيق اصول به دست آمده از آبشخورهاي معرفتي گوناگونش به شكست ميانجاميد باز از يك نقطه قوت در روشنفكري ديني او نميكاهد و اينكه او يك جستوجوگر بود؛ جستوجوگري براي دستيابي به هويتي كه به مدد آن بتوانيم در نقطه اكنوني خود در جهان معاصر بايستيم، در حالي كه خود آگاه باشيم و مانند روشنفكران خودباخته جهان سومي براي امپرياليسم فرهنگي و قومكشي غربي هورا نكشيم و دست شادماني تكان ندهيم نيز بايد اشاره كرد كه بازگشت به ريشههاي فرهنگي يا همان ريشههاي اسلامي در نظر شريعتي اگرچه تاكنون مورد مداقههاي بسيار قرار گرفته اما ايدهاي نيست كه در انقلاب شكوهمندمان از گذشته تا امروز نتوان آن را در رگهاي حيات اجتماعي و فرهنگيمان مشاهده كرد. به همين خاطر است كه بايد و حتما گفتمان «بازگشت به خويشتن» اين متفكر فقيد را در افقي همزمانانه فهميد. در «بازگشت به خويشتن» بازگشت به گذشتهاي مطرح است كه ميتواند داربستي باشد براي بودن و ماندن در امروز و به نظر ميرسد اين يكي از اركان پارادايم توسعه اسلامي- ايراني باشد. بيانصافي است اگر اين نقد را بر شريعتي رواندانيم كه او همواره از مصيبتهاي آفريده غرب سخن ميگفت در حالي كه از حضور هميشگي غرب در زيربناي فكرياش ميتوان صحبت كرد اما بيانصافانهتر اينكه نقش پيشروانه او را در مسير سخت صعب روشنفكري ديني ناديده بينگاريم. |
مقام امام عصر (عج)
مقام امام عصر فراتر از عقل و دانش هر عالم و دانشمندی است که می خواهد جرعه ای ، از این دریای الهی به جویندگان حق بچشاند چه برسد به کنه و عمق مقامات ایشان.
بنابراین در این مجال سعی براین داریم تا مقام ایشان را که خداوند متعال به ایشان عطا فرموده ، در مکتب وحی واز زبان خداوند در قرآن و از زبان رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) در روایات و احادیث بیان کنیم.
آیات مربوط به مقام ولایت امام عصر (عج)
(( إنّ هذا القرآن یهدی لِلَتّی هی اَقوم ))
بدرستیکه این قرآن به سوی آنچه درست تر است هدایت می کند.( اسراء 9 )
امام صادق (ع) می فرماید: منظور از مستقیم ترین راه در آیه فوق وجود امام (ع) است.
(تفسیر البرهان ج2ص409)
امام سجاد (ع) می فرماید: امامی که از ناحیه ما اهل بیت است باید به طور مطلق معصوم باشد، یعنی به طور مطلق به حبل و ریسمان الهی معتصم شده باشد و ریسمان خداوند همان قرآن است که متصل به وجود امام عصر (عج) می باشد که این دو هرگز تا قیامت از هم جدا نخواهند شد. امام به سوی قرآن و قرآن به سوی امام هدایت می کند.( تفسیرالبرهان ج2ص402 )
همانگونه که در حدیث فوق بدان اشاره شد مقام عصمت مختص اهل بیت (ع) است که حبل و ریسمان الهی اند ؛ چراکه آنها دائما متصل به ذات اقدس احدیت بوده و تمام وحی ، علوم و انوار الهی بر قلوب این امامان معصوم پرتوافکنی می نماید و در حقیقت در آنها ساری و جاری است و علت اینکه می گوییم قرآن مومنین را به مستقیم ترین و نزدیکترین راهها هدایت می کند ، یعنی به طرف وجود مقدس امام (ع) راهنمایی می کند.
((صبغة الله و من احسن من الله صبغة و نحن له عابدون ))
رنگ خداست و کیست که رنگ او از رنگ خدا از رنگ خدا بهتر باشد.( بقره138 )
امام صادق (ع) می فرماید: خدا مومنین را در زمان میثاق به ولایت رنگ آمیزی کرد.( اصول کافی ج 2 ص293)
(( یا ایّها الّذین أمنوا اتّقو الله و کونوا مع الصّادقین ))
ای اهل ایمان خداترس باشید و با مردان راستگوی با ایمان بپیوندید.( توبه 119)
امام رضا (ع) می فرماید : صادقان همان امامان و باوردارندگان اطاعت ایشان اند ( به واسطه اطاعتشان ). (اصول کافی ج1 ص298)
(( قل انظروا ماذا فی السموات و الارض و ماتغنی الایات و النذر ))
بگو در آسمانها و زمین نظر کنید و چه بسیار آیات حق و دلایل توحید را مشاهده کنید. (یونس 101)
امام صادق (ع) می فرماید : اهل بیت امامان (ع) و آیات خداوند هستند و منظور از نذر پیامبران می باشند. (اصول کافی ج1ص297)
(( یا ایّها الّذین أمنوا اتّقو الله و کونوا مع الصّادقین ))
ای اهل ایمان خداترس باشید و با مردان راستگوی با ایمان بپیوندید. (توبه 119)
امام رضا (ع) می فرماید : صادقان همان امامان و باوردارندگان اطاعت ایشان اند ( بواسطه اطاعتشان ). (اصول کافی ج1 ص298)
(( و علاماتِ و بالنجم هم یهتدون ))
و نشانه های زمین و ستارگان آسمان را مقرر داشت تا به آنها هدایت یابند. (نحل 16)
امام صادق (ع) فرمودند : ستاره پیامبر اکرم (ص) و علامات امامان (ع) می باشند. (اصول کافی ج1ص296)
(( و لقد آتیناک سبعاَ من المثانی و القرآن العظیم ))
همانا هفت آیه با ثنا و دعا و این قرآن با عظمت را بر تو فرستادیم. (حجر 87)
امام صادق (ع) فرمودند : سبعاَ مثانی که خداوند به پیامبرش مرحمت فرمود ظاهراَ سوره حمد و باطناَ ائمه معصومین (ع) است که هفتمین آنها بعد از من قائم (عج) می باشد. ( بحار الانوار ج24 – 117)
(( قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون ))
بگو عمل شما را خدا و رسول و مومنان می بینند. (توبه 105)
امام صادق (ع) می فرماید: منظور از مومنان در آیه ما ائمه اطهار (ع) هستیم. ( تفسیر البرهان ج 2 ص 157 )
همچنین ائمه اطهار (ع) و وجود نازنین حضرت ولی عصر (عج) ناظر بر اعمال تمام امت هستند. چراکه روح ایشان از آغاز خلقت حضرت آدم وجود داشته و خواهد داشت .
امام صادق (ع) می فرماید : حجت خدا پیش از خلق بوده و با خلق هم می باشد و بعد از خلق هم خواهد بود. (اصول کافی ج1 ص250)
(( فامنوا بالله و رسوله والنور الذی انزلنا ))
پس به خدا و رسولش و نوری که فرستادیم ایمان آورید. (تغابن80)
امام باقر(ع) می فرماید: به خدا سوگند که مقصود از نور، ائمه از آل محمد باشد تا روز قیامت، به خدا که ایشانند همان نور خدا که فرو فرستاده، به خدا که ایشانند نور خدا در آسمان ها و زمین، به خدا قسم نور امام در دل مومنین از نور خورشید تابان در روز، روشن تر است، به خدا که ائمه دل های مومنین را منور سازند و خدا از هر کس خواهد نور ایشان را پنهان دارد. (اصول کافی ج1 ص276 )
(( انما انت منذر و لکل قوم هاد ))
همانا تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایتگری وجود دارد. (رعد7)
امام صادق (ع) می فرماید: هر امام معصومی در زمان خودش بر مردم هادی و رهبر است.(تفسیر البرهان ج2 ص280)
(( و لقد عهدنا الی ادم من قبل فنسی و لم نجد له عزما ))
و ما با آدم عهدی بستیم و در آن عهد او را استوار و ثابت قدم نیافتیم. (طه115)
امام باقر (ع) می فرماید: یعنی درباره محمد و امامان بعد از وی به وی سفارش کردیم، او ترک نمود و تصمیم نگرفت که ایشان چنانند ( منظور از ترک نمود این است که فراموش نمود).
(اصول کافی ج2 ص283 )
(( عن النبا العظیم ))
از آن خبر بزرگ. (نبا2)
امام صادق (ع) می فرماید: آن خبر بزرگ ولایت است. ولایت امیرالمومنین و امامان بعد از ایشان.
( اصول کافی ج2 ص286 )
(( و الشمس و ضحیها ))
قسم به خورشید و تابش آن. (شمس 1)
امام صادق (ع) می فرماید : مراد از خورشید رسول خدا (ص) است و مقصود از تابش خورشید و نور آن حضرت قائم (عج) و ظهور آن حضرت می باشد. (تاویل الآیات 2ص803)
(( بقیه الله خیر لکم إن کنتم مؤمنین ))
بقیه خدا برای شما بهتر است اگر مومن باشید. (هود 86)
در روایات بسیاری آمده است که منظور از( بقیه الله ) وجود مقدس حضرت مهدی (عج) می باشد. بقیه از نظر لغوی به معنای سرمایه و باقی گذاردن است و مفهوم کلمه ( بقیه الله ) این است که خداوند تمام ارزشهای ملکی و ملکوتی و منشا این ارزشها را در عالم خلقت در وجود آن حضرت قرار داده است که صفات فعل خداوند نیز بوسیله او انجام می گیرد. به همین دلیل به آن حضرت نسبت بقیه الله داده اند زیرا که او بهترین است و سرچشمه همه برتریهاست.
امام باقر(ع) می فرمایند: نخستین سخنی که مهدی (عج) پس از قیام خود بر زبان جاری می نماید ، این آیه شریف است ، سپس می فرماید : منم بقیه الله و حجت و خلیفه او در میان شما، هیچ کس بر او سلام نمی کند مگر اینکه می گوید، السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
هرچند آیات الهی مشمول مصادیق بسیاری می شوند ، لکن این آیه اختصاص به حضرت مهدی (عج) آخرین حجت الهی بر روی زمین دارد. چرا که جمیع صفات الهی ، مصدر خلقت و منشا ملک و ملکوت، معدن رحمت واسعه الهی و صراط مستقیم ومخزن اسرار الهی ؛ وجود مقدس آن حضرت می باشد.
(( فأسالوا اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون ))
پس از اهل ذکر بپرسید اگر نمی دانید. (انبیاء 7)
امام رضا(ع) می فرمایند : ما اهل ذکر هستیم ، از ما باید بپرسید ، ولی ما در جواب دادن اختیار داریم، اگر بخواهیم جواب می دهیم و اگر نخواهیم نمی دهیم.
امام صادق(ع) می فرمایند : خداوند متعال دستور فرموده تا مردم هرچه می خوهند از خاندان وحی بپرسند که ایشان اهل ذکر هستند.
(( واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ))
همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید.(آل عمران 103)
امام صادق(ع) می فرمایند : ما اهل بیت حبل و ریسمان خداوند هستیم .
در روایت است که روزی شخصی از پیامبر (ص) سوال کرد که کیست آن حبل و ریسمان خداوند که ما به او چنگ زنیم ؟ پیامبر (ص) دست مبارکش را در دست امیر المومنین نهاده و فرمود : چنگ زنید به دست علی (ع) که همانا این علی ریسمان آشکار است که خداوند فرموده به آن چنگ زنید . (تفسیر البرهان ج1ص306)
(( یوم ندعوا کلّ اناسِ بامامهم ))
ای رسول ما به یادآر روزی را که ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان دعوت می کنیم. (اسراء 71)
امام رضا(ع) می فرمایند : در آن روز هر قومی همراه امام زمانش
امام صادق(ع) درباره عسل و زنبور عسل:
امام صادق(ع) شاگرد خود مفضل را درباره عسل و زنبور عسل چنین وادار به تفکر میکند:
به زنبور عسل و اجتماعش در صنعت عسل سازی و تهیه خانه های شش ضلعی بنگر و آنچه
را در جمع زنبوران از ظرائف و زیرکی ها می بینی ، مسلمأ چنانچه کار آنها را در مورد
تامل و دقت قرار دهی ؛ آن را شگفت و ظریف می بینی ، وقتی کارهایشان را بنگری آن را عظیم و شریف و در ردیف کارهای انسان می یابی . ولی چون به خود زنبوران بنگری آنها
را حتی نسبت به خویشتن جاهل و نادان می یابی. و در این دلیل واضح و آشکاری است بر اینکه صواب و حکمت در این صنعت از آن زنبورعسل نیست ، بلکه از آن کسی است که آنرا با این طبیعت آفریده و این صنعت را در آن برای مصلحت انسان قرار داده است.
عسل یک واژه عربی است که به فارسی آن را انگبین می گویند و آن عبارت است از ماده شیرینی که توسط زنبوران عسل از شهد گلهای گیاهان جمع آوری شده و پس از تغییرات لازم در سلولهاس مومی شانهای کندو ذخیره می گردد.
تعریف جامع تر عسل که در سال 1906 در آمریکا ارائه شده عبارتست از : ترشح مواد قندی درختان ، و شهد گل گیاهان که توسط زنبورداران عسل جمع آوری ، تغییر یافته و درون سلولهای قاب ذخیره می شود .
در قرآن مجید سوره مبارک نحل که در شان زنبور عسل نازل شده و آن موهبتی است که پروردگار توانا آنرا در گلهای گیاهان به ودیعه نهاده است . برای اینکه دانشمندان پی به دستگاه آفرینش برند به زنبور عسل داده شده است که آنرا از شیره گلها و برگها گرفته و عسل که حاوی نیکنوش های گوناگون به رنگ های مختلف است بسازد . اسرار ساختمان و نحوه عمل آن با وجود پیشرفت های علمی هنوز بر زیست شناسان و دانشمندان دیگر پنهان مانده و فقط می دانند که :
زنبور عسل پس از مکیدن شیره گلها و گیاهان به وسیله خرطوم خویش آنرا به کیسه عسلی که در شکم است برده و پس از چند عمل شیمیایی شناخته و نا شناخته آنرا به مایعی خوشبو و خوش طعم ، شیرین ، مقوی ، نشاط آور و نیکو حضال تبدیل کرده و در سلولهای مومی شکل که از قبل ساخته است ذخیره می نماید .
برای تهیه یک کیلوگرم از این شهد گوارا زنبور ناگزیر است 120 تا 150 هزار بار شهد حمل کند وبرای فراهم نمودن آن ده میلیون گل را بازدید کرده و از آنها شهد ( انگبین ) تهیه نماید و مسافتی معادل هفت بار دور زمین پرواز کند . شهدی که بدین طریق فراهم می شود 40 تا 80 درصد آب است و زنبورداران عسل باید میزان آب آنرا به 18 الی 20 درصد برسانند تا عسل آماده شده بدست آید . برای تغلیظ نمودن آن زنبورداران عسل مجبور هستند شهدی را که روز به کندو حمل کرده و درون سلولهای شان ذخیره نموده اند شب هنگام مجددا از داخل شان ها مکیده و وارد کیسه عسلی خود می نمایند در آنجا کمی از آب آنرا جذب و موادی از قبیل هورمون ها و آنزیم ها به آن اضافه می نمایند و بعد داخل حجره ها می ریزند . این عمل توسط سایر زنبورها تکرار می شود و مقداری از آب آنهم در مجاورت هوای کندو که از بال زدن زنبورها ایجاد می شود تبخیر شده و در پایان مواد دیگری از قبیل اسید های آلی و مواد ضد عفونی کننده به آن اضافه می نمایند . عمل تغلیظ آنقدر ادامه می یابد تا عسل به غلظت طبیعی خود برسد ، آنگاه آنرا در داخل سلولها ذخیره می کنند و درب آنرا با موم می پوشانند بدین ترتیب عسل انبار شده می تواند برای مدت طولانی نگهداری شود .
این حشره با تمام کوچکی اش دو معده دارد ، شهد گلهای مکیده شده وارد معده اول می شود که بوسیله دریچه ای به معده دوم مربوط است . معده دوم عملیات گوارشی را انجام می دهد .
معده اول را کیسه عسلی یا چینه دان می گویند کلیه مراحل تبدیل شهد به عسل در این معده انجام گرفته و عسل رسیده و آماده شده از طریق خرطوم زنبور به سلولهای مومی شکل ریخته می شود . کیسه عسلی به وسیله دریچه ای به معده دوم ( معده اصلی ) منتهی می شود زنبور عسل در صورت لزوم جهت تغذیه خویش با اندک فشار بوسیله ماهیچه های اطرافش دریچه را باز می کند و از این طریق عسل مورد نیاز زنبور وارد معده اصلی شده و صرف تغذیه آن می شود و سایر عملیات از جمله گوارش و دفع مدفوع مربوط به این معده می باشد .
بعضی از افراد فکر می کنند که عسل مدفوع یا فضولات زنبور عسل است در صورتیکه کاملا اشتباه است مدفوع زنبور عسل ماده ای است آجری رنگ تا قهوه ای که عموما خارج از کندو دفع می شود و به هیچ وجه قابل استفاده نمی باشد در صورتیکه عسل محصول داخلی کندو و یک ماده غذایی بوده و با مدفوع زنبور قابل مقایسه نیست . بنابراین عسل نه تنها مدفوع زنبور نیست بلکه هیچ رابطه ای بین عسل و مدفوع زنبور وجود نداشته و ندارد .
به هر حال باید دانست که عسل ماده حیات بخشی است که از مواد بی شمار زنده گل و گیاه ترکیب یافته است نه از فضولات گل یا زنبور .
بر طبق تعاریف موجود در کشورهای پیشرفته و کشور ما ایران عسل به شهد گلها اطلاق می شود که زنبور عسل پس از تغذیه از گیاهان مختلف ساخته باشد . حال اگر زنبوری به جای شهد گلها از قند سفید یا شکر استفاده نماید فرآورده آن را نمی توان عسل نامید .
زنبورداران عسل دارای نیروی ذاتی هستند که گلهای مفید را از غیر مفید تشخیص می دهند آنها با علاقه فراوان سراغ تمام گیاهان طبی و گلهای شفا بخش می روند و عصاره ذیقیمت این گلهای قشنگ و مفید را گرفته و به بهترین شکل در اختیار ما قرار می دهند . این عسل کاملا طبیعی و سرشار از مواد غذایی و حیات بخش بوده و می تواند تمام نیاز های غذایی را بر طرف کند ، زیرا که تمام عناصر و املاح و ویتامین هایی را که گل فراهم می کند و زنبور می پروراند و آن را قابل جذب در خون می سازد را دارا می باشد . از طرفی کیفیت عسل طبیعی 10 برابر بیشتر از عسل مصنوعی است که از دادن آب و شکر به زنبوران بدست می آید . عسل مصنوعی صرفا برای تغذیه زنبوران تا حدی مناسب بوده و برای انسان اهمیت چندانی ندارد .
آنزیم ها مواد پیچیده ای هستند که در سلولهای زنده تشکیل شده و در فعل و انفعالات حیاتی موجود نقش مهمی را بازی می کنند . عسل حاوی آنزیم های متفاوتی بوده که می تواند هر نوع قند دیگر را به قندهای مفید برای بدن تبدیل کند مهمترین آنزیم های عسل عبارتند از :
1- آنورتاز : این آنزیم از غده بزاقی زنبور ترشح و ساکارز موجود در شهد گل را به گلوکز و لوولوز تبدیل می نماید . فعالیت آنورتاز و دیاستازها که موجب تشکیل هیدروکسی متیل فورفورال ( HMF ) در عسل می شود بیانگر میزان حرارت دادن بیش از حد عسل خواهد بود .
2- آلفا و بتا آمیلاز :
منشا و عمل این آنزیم مشخص نیست ولی (آمون 1946)معتقد است که این آنزیم توسط زنبور عسل تهیه می شود.
3- گلوکز اکسیداز: این آنزیم از غده شیری زنبور عسل ترشح و باعث اکسید شدن گلوکز و تبدیل آن به اسید گلوکونیک و پراکسید ئیدروژن (2O2H) می شود.
4– آنزیم های دیگر:
مانند فسفاتاز و اینهیبین(inhibine) در عسل وجود دارند. اینهیبین خاصیت باکتری کشی دارد و از رشد باکتری در عسل جلوگیری می کند. آنزیم های عسل به مرور زمان و با درجه حرارت کاهش می یابد و ممکن است از بین بروند.
اسیدهای موجود در عسل در ساختن مزه خاص آن دخالت دارند.
PH اندازه گیری شده 490 نمونه عسل بین 3/42 تا 6/10 گزارش شده است (PH به طور متوسط 3/91).
PH عسل ایران بین 3/5 تا 4/8 گزارش شده است. اسید موجود درعسل احتمالا در عدم رشد میکروب ها در آن تاثیر دارد. بیشترین اسیدی که در عسل وجود دارد اسید گلوکونیک است که از تاثیر آنزیم گلوکز اکسیداز برروی گلوکز تولید می شود. در حین این واکنش پراکسید هیدروژن (2O2H) نیز تولید می شود که باعث جلوگیری از فساد آن در طول رسیدن می شود.
چندین اسید دیگر نیز در عسل وجود دارند که مقادیر آنها متغیر بوده و عبارتند از:
اسید استیک، اسید بوتریک، اسید سیتریک، اسید فرمیک،اسید لاکتیک، اسید مالیک، اسید پیروگلوتامیک، اسید فسفریک، اسید سوکسینیک، اسید اکسالیک.
عسل شامل مقدار کمی ویتامین های تیامین (B1)، ریبوفلامین(B2)، اسید پانتوتنیک(B5)، نیاسین(B3) و پیریدوکسین(B6) و اسید اسکوربیک (C) است.
با وجود اینکه مقدار ویتامین C اکثر عسل های جهان کمتر از 5 میلی گرم در 100 گرم عسل است، بعضی از عسل ها از جمله عسل نعناع دارای ویتامین C بالایی هستند (280-160 میلی گرم در هر 100 گرم) مقدار ویتامین C در بعضی از عسل های ایران بین 240-118 میلی گرم در 100 گرم عسل تعیین شده است.
اگرچه ویتامین های فوق الذکر در عسل به مقدار خیلی کم وجود دارند، اما از اهمیت زیادی برخوردار می باشند؛ زیرا آنها مخلوط با کربوهیدرات ها، املاح معدنی و اسیدهای آلی می باشند. مقدار ویتامین های موجود در عسل بستگی به مقدار گرده گلی دارد که توسط زنبوران عسل افزوده می شوند. عسل تصفیه نشده و عسل باموم (شان) از نظر ویتامین غنی است و تصفیه باعث کاهش ویتامین های عسل می شود. دانشمندان ویتامین های موجود در عسل را مرهون دانه های گرده آن می دانند.
شایان ذکر است که منشا ساختمانی عسل ارتباطی با دانه گرده ندارد و ممکن است بعضی مواقع گرده های ذخیره شده در کندو به مقدار جزئی با عسل مخلوط شوند.
عسل رقیق بد است . عسل غلیظ خوب است . این هم از باورهای غلطی است که باید اصلاح شود . رقیق یا غلیظ بودن عسل بستگی به دو عامل دارد . اول و مهمتر میزان آبی است که در عسل وجود دارد . دوم درجه حرارت محیطی که به هنگام خرید مشتری در آن قرار دارد . در تابستان عسل کمتر کش می آید در زمستان بیشتر . علت این است که بر اثر حرارت عسل شل می شود و بر اثر برودت خودش را به اصطلاح جمع می کند . به همین دلیل بر روی بسته عسل ها ی خارجی برچسب هایی برای راهنمای مصرف کننده دیده می شود به این مضمون که گرم کنید تا نرم شود ، سرد کنید تا سخت شود.
“ WARM IT TO SOFTEN / CHILL IT TO HARDEN “
اما در مورد غلظت عسل های مختلف :
بطور مثال عسل جنگل های شمال ایران و عسل مرکبات رقیق تر از عسل ها مناطق کوهستانی مانند سبلان ، پلور ، محلات ، خوانسار و غیره هستند . به هیچ وجه این بدان معنی نیست که دسته اول از کیفیت پایین برخوردارند . هر دو عسل طبیعی و خالص هستند اما در یکی میزان آب موجود کمی بیشتر از دیگری است . در تعریف جهانی پذیرفته شده ، عسل قابل قبول برای عرضه به بازار عسلی است که از حداکثر %18 آب و حداقل % 82 مواد قندی ( عمدتا گلوکزو فروکتوز ) تشکیل شده باشد . آب بیش از 18 درصد در عسل موجب تخمیر می شود یعنی غلظت مواد قندی کمتر از82 % امکان رشد باکتری را فراهم می سازد اگر به عسلی برخوردید که رقیقتر از عسل های مورد شناخت شماست و از نظر ظاهری علایمی از ترشیدگی و تخمیر در آن نیست ، گمان مبرید که خدای ناکرده تقلبی است ، یا عسلی با درجه کیفیت پایین تر است از عسل هایی که مثال آوردیم آنهایی که در کنار دریای خزر ( مناطق مرطوب ) بدست آمده اند دارای 18 - 15 %
آب و آنهایی که در مناطق کوهستانی ( خشک ) تولید شده اند کمتر از %10 آب و بیشتر از %90 مواد قندی دارند . اما نمی توان گفت کدام عسل بهتر است . زیرا از نظر خاصیت عمومی و مشترک همه عسل ها که دارا بودن مواد قندی سریع الجذب برای بدن است هر دودسته مسانند . از نظر خواص طعم، بو ، مزه به گیاهی که زنبور روی آن نشسته است چه کسی می تواند بگوید خاصیت مثلا شهد گلهای بهار نارنج از شهد گون ، آویشن ، آلوچه ، گیلاس کمتر یا بیشتر است ؟ شاید جالب باشد بدانید که عسل مرکبات به خاطر میزان کم آن در دنیا نادرتر و در غرب خواهان بیشتری دارد در صورتی که به خاطر رنگ شفاف و زرد آن و غلظت پایین تر ، در بزرگترین بازار مصرف ایران ، تهران ، جایگاه بسیار پایینی دارد .
نا هنجاری ها و بیماری های غیر عفونی زنبور عسل
زنبوران عسل احتمالاًنخستین بی مهرگانی هستند که بیماری های آنها گزارش شده است . عوامل محیطی و ژنتیکی در تندرستی زنبوران عسل موثر اند . باکتری ها، ویروس ها ، قارچ ها ، تک یاخته ای ها و.... از جمله عوامل محیطی هستند که باعث بروز بیماری های عفونی و مسری می شوند . سالانه در اکثر نقاط دنیا بیماری ها ، آفات و شکارچیان زنبور عسل صدمات جبران نا پذیری را به زنبورداران وارد می کنند . این در حالی است که با شناخت کامل بیماری ها و پیشگیری و درمان به موقع از بروز ضرر و زیان جلوگیری به عمل می آید . نا هنجاری های ژنتیکی و غیر عفونی زنبوران عسل حالات خفته ای هستند که به تدریج راندمان تولید را کاسته و در نهایت کلنی را به سوی نابودی پیش می برند . کاهش جمیت از پر جلوه ترین نتیجه های این ناهنجاری است . با کاهش جمعیت ، انواع بیماری های عفونی ، آفات و شکارچیان به آسانی به سمت این کلنی ها هجوم می آورند و به نابودی کلنی سرعت بخشیده و باعث آلودگی زنبورستان می شوند. احتمال وقوع این ناهنجاری پایین است و به آسانی قابل درمان می باشند . (مثلاًدر حد تغییر مکان و یا ورود زنبوران نر جوان غریبه به زنبورستان و منطقه) گاهی زنبور عسل (ملکه ، کارگران و نرها) به دلایلی جز آفات وبیماری ها ، دچار ناهنجاری ها یا حالات غیر طبیعی می شوند . این حالات عبارتند از مرگ ومیر ، بد شکل شدن و اختلالات فیزیو لوژیکی و ژنتیکی که ممکن است بر اثر شرایط محیطی نا مساعد، بدی تغذیه ، اختلالات عمومی و جهش ژنها به وجود آید. اطلاعات کنونی ما از بیماری های غیر عفونی و حالات غیر طبیعی زنبور عسل ناچیز است اکثر این ناهنجاری ها به طور سطحی و غالباً به عنوان نتایج بررسی هایی که برای مقاصد دیگر انجام می شود شناخته شده اند . ناهنجاری های زنبور عسل را نباید بر پایه کنجکاوی صرف مورد بازدید قرار داد بلکه منبع تحقیقی با ارزشی است که به ما کمک می کند تا حالات طبیعی و نیز رشد و تکامل و رفتارهای غیر طبیعی این حشره را شناسایی کنیم .
لاروهای پراکنده
حفظ حالت تراکم و فشرده حجره های پرورش نوزادان امری ضروری است تا زنبورانی کارآمد به وجود آید . اما مکرر دیده می شود که قاب پرورشی نوزاد حالت تراکم خود را از دست می دهد . چنین حالتی را حالت لارو پراکنده می نامند . ناهنجاری لارو پراکنده حالتی اغفال کننده است . این حالت می تواند نتیجه بیماری های عفونی و ناهنجاری های ژنتیکی باشد .
تشخیص سریع علل ناهنجاری لارو پراکنده بدون فراهم آوردن سایر مدارک می تواند غیر ممکن باشد . در نتیجه دقت در بازدید و بررسی سایر علائمی که طیف بیماری های لارو پراکنده را در بر می گیرند درتشخیص بیماری مفید خواهد بود در ادامه با چند علت شناخته شده ناهنجاری لاروهای پراکنده آشنا می شویم .
تخم های عقیم
گاهی یک ملکه که به تازگی جفت گیری کرده است شروع به تخم گذاری کرده ظاهراً به طور طبیعی تخم گذاری را ادامه می دهد اما بیشتر این تخم ها تفریخ نمی شوند (باز نمی شوند) این تخم ها را اگر زنبوران کارگر بیرون نبرند عاقبت چروکیده می شوند . بعضی اوقات ملکه ای در خانه ای که تخم چروکیده دارد مجدداً تخم دیگری می گذارد . زنبوران پرستار گاهی غذای لارو را در تعدادی از خانه ها که تخم تفریخ نشده دارند ذخیره می کنند . باید دانست تخم های عقیم که در داخل حجره های مخصوص زنبوران نر گذاشته می شود بیشتر از تخم های موجود در حجره های مخصوص زنبوران کارگر دوام نخواهد آورد .
به هر حال تعدادی از تخم ها تفریخ می شوند و به زنبورهای به ظاهر معمولی نر و کارگر تبدیل می شوند و یک ملکه نیز از چنین لاروهایی به وجود می آید.
ناتوان بودن این گونه تخم ها برای زنده ماندن هنوز ناشناخته است ولی احتمالاً عوامل ژنتیکی در آن تاثیر دارند شاهدی که به این احتمال وجود دارد این است که مجموعه ای از این حالات در فرزندان ملکه ، یا فرزندان ملکه ای که از ملکه های مادر مربوطه به وجود آمده اند دیده می شود . بعضی از گزارش ها در مورد تخم های عقیم حاکی است که تعدادی از ملکه ها که تخم های طبیعی تولید می کرده اند بعد از مدتی تخم های عقیم گزارده اند . برای توضیح این حالت می توان گفت که احتمالاً گذاردن تخم عقیم به وسیله این نوع ملکه ها به تعویق افتاده است.
**************************************************************
کریستاله شدن عسل (شکرک زدن ، Granulated )
ترکیبات عسل به نوع شهد گیاهی که توسط زنبوران عسل جمع آوری می شود بستگی دارد اما به طور معمول هر 100گرم عسل محتوی 20گرم آب و 80 گرم ماده جامد است.
95 تا 99 % ماده جامد را قندها و مابقی شامل مواد معدنی ، آنزیم ها ، گرده گل ، اسید های آلی ، پروتئین ها ، ویتامین ها و.... می باشد. قند های فروکتوز وگلوکر (85 تا 95 % کل قندها) به نسبت 38% و31% بیشترین نوع میانگین قند عسل را تشکیل می دهند.
با توجه به موارد مذکور می توان گفت عسل محلولی فوق اشباع از قند است . به عبارت دیگر مقدار قند بیشتری نسبت به آنچه در محلول می تواند باقی بماند در عسل وجود دارد .
بسیاری از مصرف کنندگان در این باورند که عسل شکرک زده فاسد شده یا با افزودن شکر به آن ، تقلبی صورت گرفته است .
برخی از انواع عسل ها مانندعسل آفتابگردان ، عسل کلزا ، عسل لیلکی (نوعی اقاقیای وحشی ) ، عسل مرکبات و.... با توجه به ترکیبات خاص شهد وعسل شان چند هفته پس از استخراج شکرک می زنند درمقابل بعضی عسل ها مانند عسل اقاقیا تا چندین سال شکرک نمی زنند .
همچنین عسل هایی که از گلوکز خالص تشکیل شده اند (عسل های صد درصد تقلبی ) هرگز شکرک نمی زنند در نتیجه تشکیل بلورهای شکر درون عسل معیاری مناسب برای تشخیص طبیعی بودن عسل نمی باشد. شکرک زدن وسفید شدن عسل نتیجه تشکیل بلور گلوکز منو هیدروژنه است . هنگام شکرک زدن ، ملکول آب آزاد شده در نتیجه بر مقدار آب درونی عسل افزوده می شود و نیز خطر تخمیر افزایش می یابد .
عوامل مؤثر در کریستاله شدن عسل
- دما : مطلوبترین دما برای شکرک زدن عسل بین 5 تا25 درجه سانتیگراد است.
- گلوکز : افزایش نسبت قند گلوکز به قند فروکتوز .
- رطوبت : رطوبت بالای 20% باعث تسریع در شکرک زدن عسل می شود.
- ناخالصی ها : اجسام خارجی چون گرده گل ها ، ذرات موم ، قطعات بدنی زنبوران عسل گرد وغبار و مواد کلوئیدی می توانند به عنوان هسته های تشکیل بلور مؤثر می باشند.
راههای جلوگیری از کریستاله شدن عسل
|
|
- نگهداری عسل در دمای بالای 25 درجه سانتیگراد یا پایین تر از 5 درجه سانتیگراد
نگهداری عسل در دمای بالای 25 درجه سانتی گراد به تدریج باعث از بین رفتن مواد
معطر ، برخی آنزیم ها ، ویتامین ها ودیگر مواد فرار عسل در نتیجه افت کیفیت عسل می شود . نگهداری عسل در دمای کمتر از 5 درجه بهترین دما برای نگهداری عسل می باشد .
- صاف کردن عسل : عبوردادن عسل استخراج شده از صافی هایی با سوراخ های 1/ تا 2/ میلیمتر.
طی این عمل اکثر ناخالصی های عسل حتی آنهایی که مثل گرده گل ها مفیدند و طی جمع آوری شهد توسط زنبور عسل با شهد و عسل مخلوط شده از عسل جدا می شوند . جدا کردن ذرات ریز گرده گل از اثرات تغذیه ای و درمانی عسل می کاهند.
- حرارت دادن پس از عبور از صافی ها ، باعث از بین رفتن اجسام خارجی باقی مانده و کاهش میزان رطوبت عسل می شود که طی آن کریستاله شدن وتخمیر عسل به میزان قابل توجهی کنترل می گردد . میزان حرارت دهی ومقدار زمان حرارت دهی در کیفیت نهایی عمل مؤثر خواهد بود . سرد کردن عسل بلافاصله پس از حرارت دهی ازکاهش افت کیفیت عسل میکاهد.
قراردادن عسل درون آب درحال جوش باعث خریب بسیاری از مواد مفید و مؤثر در عسل خواهد بود.
عسل کرمی (Honey cream)
عسل هایی که طی فرآوری ای ساده به عسل شکرک زده همگن ، با دانه های رس نرم (بلور های ریز کریستاله شده ) تبدیل می شوند . این نوع عسل ها که به عسل کرمی معروف است به علت عدم فراوری بیش از حد معمولاً مورد استقبال خوب مصرف کنندگان اروپایی ، امریکایی و ژاپنی قرار می گیرد .
اگرچه این نوع عسل هابرخی خواص فیزیکی عسل های معمولی را ندارند اما در عوض بسیاری از خواص عسل که طی فرآوری و آماده سازی برای بسته بندی از بین می رود را دارا هستند.
***************************************************************************
آزمایشی ساده برای تشخیص تقلبی بودن عسل
انواع عسل های تقلبی :
1- عسل هایی که بخشی از آن تقلبی است :
الف) با استفاده از زنبور : در این روش با تغذیه زنبور توسط شربت قند عسل تقلبی بوجود می آید
ب) بدون استفاده از زنبور : با مخلوط نمودن عسل طبیعی با مواد گلوکزی (شربت قند) وشیره های میوه عسل تقلبی بوجود می آید
2- عسل هایی که صد درصد تقلبی اند :
دراین روش بدون دخالت زنبور ، توسط انسان ازشیره میوه یا مواد قندی ، موادنشاسته ای ، اسانس ها و .... عسل ساخته می شود.
تنها راه شناسایی دقیق عسل های طبیعی وتقلبی استفاده از روش های آزمایشگاهی است. بین عامه مردم متداول است که به صورت تجربی با استفاده از برخی خواص فیزیکی عسل مانند چسبندگی ، غلظت ، خاصیت جذب آب ، کشش سطحی ، خواص گرمایی ، رنگ عسل و کریستاله شدن ، طبیعی بودن عسل را تشخیص دهند.
استفاده از این روشها برای شناسایی عسل روشهای مطمئنی نیستند .
با استفاده از خاصیت چسبندگی عسل روشی ساده برای تشخیص احتمالی عسل طبیعی ذکر می گردد البته این آزمایش برای عسل ها ی مرکبات که درصد آب بالایی دارند توصیه نمی گردد.
ریختن مقداری عسل (در دمای محیط ) درون آب سرد و مشاهده ان مقابل نور در زمینه ای تیره .
کاربر گرامی چنانچه در این مورد و سایر موارد مربوط به زنبور عسل سوالی دارید می توانید در نظر سنجی سوالتان را مطرح نمایید.
*************************************************************
بچه دهی Swarming))صفتی ژنتیکی است که طی آن جمعیت کلنی به دو بخش مساوی تقسیم می گردد. این عمل زنبوران عسل از نظر اکثر پرورش دهندگان صفتی نا مطلوب بشمار می آید که مخصوصاً در زنبورستان های بزرگ زنبورداران هزینه و وقت زیادی را صرف کنترل آن می نمایند . اصولاً ازدیاد تعداد کلنی ها در مدیریت های موفق غیر ضروری است اما ازدیاد جمعیت کلنی ها امری موثر در افزایش تولیدات خواهد بود . جلوگیری کامل از بچه دهی کلنی تقریباً عملی نیست ولی در بعضی موارد می توان به مقدار قابل ملاحظه ای از میزان آن کاست .
جمعیت کلنی به دلایلی که بعداً ذکر خواهد شد اغلب در روز های گرم ماه های اردیبهشت ، خرداد و تیر ماه بین ساعات 10 صبح تا 3 بعد از ظهر به دو قسمت مساوی تقسیم خواهد شد . جمعیتی که قرار است از کندو خارج شود قبل از خروج با هجوم به سمت حجره های ذخیره عسل ، عسلدانهای خود را پر می کنند و به همراه ملکه مادر (ملکه پیر) از کندو خارج می گردند . این جمعیت پس از اینکه چند دقیقه در هوا به اطراف پرواز کردند عاقبت بر روی شاخه درخت ، بوته ، حصار ، ستون و یا حتی سیم های برق که در آن حوالی است فرود می آیند ، به یکدیگر متصل می شوند و تشکیل خوشه می دهند . ملکه چندین روز قبل از بچه دهی تخم گذاری را متوقف می کنددر نتیجه ، تخمدانهایش کوچک شده و ، وزنش نیز کاهش یافته ، می تواند مقداری پرواز نماید . ملکه معمولاً دورتر از سایر زنبوران اقدام به خروج می نماید . چنانچه به هر دلیلی ملکه از بین برود جمعیت بچه کندو دوباره به کندوی مادری باز خواهند گشت . در صورتی که بچه به حال خود رها گردد و توسط زنبوردار درون کندو اسکان داده نشود خود زنبوران پس از مدتی به پناهگاهی که برای ساخت لانه مناسب باشد نقل مکان می کند این پناهگاه می تواند شکاف درخت ، کندوها خالی ، شکاف صخره ، درون غارها ، خانه های مخروبه و... باشد.
استقرار بچه
همانطور که ذکر شد بچه کندو پس از خروج از کندو و مدتی پرواز حوالی کندو بر روی شاخه درخت یا بوته ، حصار ، ستون و سیم برق تشکیل خوشه می دهد . در هر صورت جمعیت بچه باید درون کندویی با چند قاب همراه با پایه مومی منتقل شود . اگر جمعیت بچه برروی ساقه یا شاخه درخت تشکیل خوشه دهد ، چنانچه شاخه مورد نظر قابل برش باشد باید آنرا برید و درون کندو ، جمعیت را تکانید . چنانچه خوشه روی شاخه های بلند درخت مستقر شد با نردبان باید شاخه را برید و جمعیت را درون کندو تکانید . در صورتی که نردبان در دسترس نباشد می توان از چوب بلندی که در قسمت انتهایی آن سبدی متصل است استفاده کرد . بدین ترتیب که با تنظیم چوب و سبد زیر خوشه و ایجاد ضربه ای ناگهانی خوشه را درون سبد ریخت و سپس جمعیت درون سبد را روی پارچه سفید و یا روزنامه ای که جلوی درب ورودی کندو پهن شده تخلیه نمود تا خود زنبوران بتریج وارد کندو شوند . چنانچه بچه بر روی ساقه ضخیم درخت باشد قابی محتوی نوزاد سر باز یا قابی که عسل آن تخلیه شده باشد در نزدیکی جمعیت می گیریم و با برس یا دود زنبوران را روی قاب هدایت می کنیم و سپس قاب مورد نظر را به کندو انتقال می دهیم .
چنانچه زنبوران روی دیوار یا روی زمین فرود آمدند با قرار دادن سبد و یا کندویی خالی روی خوشه موفق به گرفتن این نوع بچه نیز شده اید . در این مورد از قاب های محتوی نوزاد و برس یا دودی نیز می توان استفاده نمود .چنانچه بچه به بوته ای آویزان شود با قرار دادن کندویی با چند قاب زیر خوشه ، با تکان های آرام و متوالی خوشه را به کندو انتقال می دهیم . در صورتی که بچه کندو بر روی سیم ها خوشه تشکیل دهند با استفاده از چوبی بلند که در انتهای آن سبد وصل شده بچه را به کندو انتقال می دهیم . 2 الی 3 روز بعد از بچه دهی و استقرار آن درون کندو ، جمعیت باید تغذیه گردد .
دلایل بچه دهی
همانطور که قبلاً ذکر شد بچه دهی صفتی ژنتیکی است . نژاد کارینولی ، نژادهای آفریقایی و نژاد ایرانی تمایل زیادی به بچه دهی دارند. در مقابل نژاد های اروپایی ، قفقازی و ایتالیایی تمایلی ضعیف به بچه دهی دارند . علاوه بر ژن عوامل محیطی محرک دیگری نیز در بچه دهی موثر اند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :
- تراکم زیاد زنبوران در کندویی که جمعیت بالایی دارند .
- عدم جای کافی برای ذخیره عسل و پرورش نسل
- ممکن است ملکه پیر شده باشد
- ممکن است کندو غیر استاندارد باشد
- افزایش دمای کندو
- وجود نسل فراوان در کندو
- وجود قاب های کهنه که حجرات آن در اثر کثرت استعمال تنگ شده است
- عدم رضایت از عملکرد ملکه
- افزایش تعداد بیش از حد زنبوران نر
- عدم رعایت فاصله مناسب بین قاب ها (تهویه مشکل و فعالیت در تنگنا)
- همخونی و....
راه های کنترل بچه دهی
عمل بچه دهی در طبیعت زنبوران عسل قرار داده شده تا در مواقعی که با برخی از مشکلات مواجه شد با اقدام به این کار مشکل خود را رفع کند برای کنترل بچه دهی باید طوری عمل کرد تا حتی الامکان زنبوران با این مشکلات مواجه نشوند :
- بیشترین عامل بچه دهی ملکه های پیر می باشند . به علت اینکه زنبوران به ضعف ملکه در توالد نسل پی برده اند با بچه دهی مقدمات اخراج ملکه را فراهم می سازند . با دوره تعویض مناسب ملکه می توان تا حدودی بچه دهی را کنترل نمود .
- علاوه بر اینکه ملکه باید جوان باشد ، جای کافی برای تخم گذاری ملکه نیز باید فراهم گردد . در صورت کمبود جا برای پرورش نسل می توان با اضافه نمودن طبقه یا برداشت قاب نوزاد و جایگزینی آن با قاب خالی فضای کافی را برای تخم گذاری و توالد نسل در اختیار ملکه جوان قرار داد .
- باید کندو را در محلی قرار داد که زنبورها در تابستان از آسیب گرما محفوظ باشند .
- در ساخت کندو و قاب ها استانداردهای رایج را رعایت نمود . فاصله قاب ها را طبق استاندارد تنظیم نمود و شان های سیاه را از کندو حذف نمود.
- در برخی موارد با حبس کردن ملکه ، طی توقف چند روزه تخم گذاری ، تعدیل جمعیت صورت می پذیرد و جای کافی برای پرورش نسل های بعدی بوجود می آید . در برخی موارد بال های ملکه قیچی می شود تا اینکه ملکه نتواند پرواز نماید و بچه را همراهی نماید و برخی موارد هم حصار هایی جلوی درب ورودی کندو مستقر می گردد تا اینکه ملکه نتواند از کندو خارج شود . خراب کردن سلول های پرورش ملکه نیز بچه دهی را به تعویق می اندازد .(موارد مذکور در مواقع اضطراری توصیه می گردد و راه حل های مناسبی برای کنترل بچه دهی نمی باشند)
- با توجه به اصل (افزایش جمعیت زنبوران آری ، تقسیم جمعیت نه) روشی متداول و مفید در پیشگیری از بچه دهی عبارت است از: اضافه کردن یک طبقه به کندو و انتقال تمام قاب ها به طبق بالا به جز قابی که حاوی ملکه است . قرار دادن شبکه جدا کننده ملکه بین دو طبقه . قرار دادن قابهای خالی در طبقه پایین برای تخم ریزی ملکه . در این روش پس از مدتی نسل طبقه بالا به زنبوران بالغ تبدیل شده و قابهای طبقه پایین دارای نسل می گردند و جمعیت به حد مطلوب افزایش می یابد و جای کافی برای ذخیره عسل نیز به وجود می آید .
- پس از استقرار بچه کندو ، تعویض ملکه پیر از جمله اموری است که باید در صدر کار های مربوط به آن کلنی انجام پذیرد .