دكتر شريعتي
آسمان كوير،اين نخلستان خاموش و پر مهتابي كه هرگاه مشت خونين و بي تاب قلبم را در زير باران هاي غيبي سكوتش ميگيرم و نگاه هاي اسيرم را هم چون پروانه هاي شوق در اين مزرع سبز آن دوست شاعرم رها مي كنم،ناله هاي گريه آلود آن روح دردمند و تنها را ميشنوم.ناله هاي گريه آلود آن امام راستين و بزرگ را كه همچون اين شيعه گمنام و غريبش در كنار آن مدينه پليد و در قلب آن كوير بي فرياد،سر در حلقوم چاه مي برد و مي گريست.چه فاجعهاي است در آن لحظه كه يك مردميگريد !...چه فاجعه اي!...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ ساعت 21:16 توسط محمد فهیمی
|